๑°•عطـــــرخـــــاکــــ •°๑

ســــــٱئڵ ګـۇې تۅٱم یٲزۿـــــــړٲ

๑°•عطـــــرخـــــاکــــ •°๑

ســــــٱئڵ ګـۇې تۅٱم یٲزۿـــــــړٲ

๑°•عطـــــرخـــــاکــــ •°๑

براى من تفاوتى ندارد بالاى شهر باشم
یا پائین شهر!...
همین که آرام و قــــــرارم تو باشى؛
کــــافى است!

یا رفیق من لا رفیــــق له...

هـمــ سنگران

۴ مطلب با موضوع «دل نوشتـــــ» ثبت شده است

۰۳
آذر
۹۴

سال گذشته همین روزا...
قرار بود برن کربلا...یه سری اتفاقات پیش اومده باعث شد که به کل فراموش کنیم .
یه هفته به اربعین مونده بود .،تمام تلاشش رو کرد تا بتونه گذرنامه رو تمدید کنه...یک روز قبل از اربعین(پنجشنبه) خبر دادن که گذر نامه آماده ست...(البته هرروز پیگیرش بود..ولی هیچ خبری نبود)
دیگه همه چی اماده بود.ولی دیر شده بود! برای راهپیمایی اربعین دیر شده بود...گفت اشکالی نداره بازم امتحان میکنیم..
وقتی رفت تا پرس وجو کنه..گفتند که به دلیل ازدحام جمعیت نمیشه دیگه، میگن جانیست،هزاران زائر در مرز مهران بلاتکلیفین،برای رفتن یا نرفتن..
آقا جـــــانم ؛ گفتند:جــــــــــــــــــــــــــــا نیـــــــــــــــست!

  • ۰۳ آذر ۹۴ ، ۱۱:۰۰
  • جمعه هایم بی تو بی معناست، مهدی جان بیا...
۰۷
مرداد
۹۴

امام سجاد(علیه السلام)میفرمایند:

اگر باکسی برخورد کردی که،سنش از تو بیشتر بود،بگو چون سنش از من بیشتر است،پس ایمانش هم از من بیشتر است.

واگر با کسی برخورد کردی که سنش از تو کمتر بود،بگو چون سنش از من کمتر است،پس گناهش هم از من کمتر است.

و اگر با کسی برخورد کردی که هم سن وسال تو بود،بگو من به گناه خود یقین دارم و به گناه او شک،...پس در هر حالت ممکن است که در نزد خداوند از من عزیز تر باشد.


  • جمعه هایم بی تو بی معناست، مهدی جان بیا...
۲۵
تیر
۹۴

دلخسته خــدا خــدا میکردم          یک ماه برای تو دعا میکردم

هر جمعه ی ماه رمضانی که گذشت        تا وقت اذان تو را صدا میکردم

سی روز به عشق دیدنت آقاجان     من روزه ی خود به اشک وا میکردم

در هرشب قدر وقت احیاء ارباب             بایاد شما یاد وصفا میکردم

ای کاش نماز عید فطرِ خود را              در پشت سر تو اقتدا میکردم

افسوس چنین نشد ومن فهمیدم            یک ماه برای خود دعا میکردم

رمضـــان هم سپری شد خبری از تو نشد

سهم ما خون جگری شد خبری از تو نشد


الهی ماه رمضون هم گذشت ومن از خودم نگذشتم،تو از من بگذر

دلم نمیاد دلنوشته وداع را بنویسم،هروقت هم که بهش فکر میکردم،باخودم میگفتم خب حالا وقت دارم.برای خداحافظی زوده، کو تا ماه رمضون تموم بشه، ولی خب مثل اینکه وقتشه...ولی...

من به این مهمونی عادت کرده بودم..دلم گرفته......عجب سفره ای بین ما بود.عجب برکتی داشت... 

تا چشم بهم گذاشتیم تموم شد! دیگه لحظه لحظه ی وداعه...دوست دارم سرم رو بزارم کنار این سفره ی خدا،ویه دل سیر به حال خودم گریه کنم...آخه من که جایی رو ندارم برم.دلم خوش بود به این ماه...

پر از بغضم...

نکنه مهمانی آخرم باشه؟!...

رمضان بی تو دلم تنگ شود

میروی و دل من سنگ شود

رمضــان یـک خبــر از یار بــده

بر دلـــم مــژده ی دلــدار بــده

  • جمعه هایم بی تو بی معناست، مهدی جان بیا...
۲۴
خرداد
۹۳

مهدی جان

 

دریافت

سلام برتوای گل نازفاطمه(س)

میدونی اقا چقدر دوستت دارم

شاید منتظر واقعی نباشم..اما.....{#}


(جانم بـــ فدایت آقاجان)

یه سوال دارم ازحضورت ای گل نرگس

اگه ظهورکردی ومن نبودم....

میشه برام دعا کنی تا دوباره جون بگیرم

بعد بیام درحضور شما بمیرم..

 

 

نمیدونم چرا امروز دلــم گرفته

 

مهدی جان ♥ به روسیاهی من نگاه نکن،

 

وبه این که سرتا پا گناهم...

 

صدای قلبم رو میشنوی!هرروز وهرشب تورو میخونه..

 

نمیدونم بگم بیا یا نه!

چون نمیدونم پای عهدم می مونم یانه!!!

 

فقط بگذارکه عاشقت بمونم مهدی جان

 

آقاجان غلط کردم

برگـــــــــــــــــــــــــــــــــرد...

............................

مولای من

این دیده نیست قابل دیدار روی تو


چشمی دگر بده که تماشا کنم تو را
  • جمعه هایم بی تو بی معناست، مهدی جان بیا...