๑°•عطـــــرخـــــاکــــ •°๑

خـــدایا تویــــے تنــھــــا پناهـــم

๑°•عطـــــرخـــــاکــــ •°๑

خـــدایا تویــــے تنــھــــا پناهـــم

๑°•عطـــــرخـــــاکــــ •°๑


شاید از حادثه میترسیدیم
تو به ما جرات طوفان دادے

هـمــ سنگران

تمام شد!

چهارشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۵، ۰۳:۳۱ ق.ظ
 
تمام شد..... سفره کرامتی،  که شاه و گدا را در کنار هم، مهمان کرده بودی... 
همان سفره ای که کنارش ... گداترها...برایت عزیزتر بوده اند....

قلبم... از لرزیدن.. دست برنمی دارد...  
بهانه هایش... غم انگیزتر شده... 
اشک هایش...داغ تر شده... 
چه کنم،  اگر رمضان دگر....را نبینم..  
دستانم... هنوز خالی اند.....
و قلبم...هنوز بیمار...  
خیلی سخته وداع با این ماه...تازه عادت کرده بودیم به مهمانی...خیلی زود تموم شد....انگار همین دیروز بود....
دستانم هنوز ...خالی اند و قلبم هنوز ...بیمار......

چی دارم بگم خدایااااااا...

لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین

الهی ماه رمضون هم گذشت ومن از خودم نگذشتم،تو از من بگذر 

  • ۹۵/۰۴/۱۶
  • جمعه هایم بی تو بی معناست، مهدی جان بیا...