๑°•عطـــــرخـــــاکــــ •°๑

ســــــٱئڵ ګـۇې تۅٱم یٲزۿـــــــړٲ

๑°•عطـــــرخـــــاکــــ •°๑

ســــــٱئڵ ګـۇې تۅٱم یٲزۿـــــــړٲ

๑°•عطـــــرخـــــاکــــ •°๑

براى من تفاوتى ندارد بالاى شهر باشم
یا پائین شهر!...
همین که آرام و قــــــرارم تو باشى؛
کــــافى است!

یا رفیق من لا رفیــــق له...

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خشم» ثبت شده است

۲۶
بهمن
۹۳

به نام خدا

داستان میزان فاصله ی قلب آدم ها وتن صدا


استادی از شاگردانش پرسید:

چرا وقتی ما عصبانی هستیم،داد میزنیم؟

چرا مردم هنگامی که خشمگین هستند،صدایشان را بلند میکنندوسر هم داد می کشند؟

شاگردان فکر کردند ویکی از آنها گفت:

چون در آن لحظه،آرامش وخونسردیمان را از دست میدهیم.

  • جمعه هایم بی تو بی معناست، مهدی جان بیا...