๑°•عطـــــرخـــــاکــــ •°๑

ســــــٱئڵ ګـۇې تۅٱم یٲزۿـــــــړٲ

๑°•عطـــــرخـــــاکــــ •°๑

ســــــٱئڵ ګـۇې تۅٱم یٲزۿـــــــړٲ

๑°•عطـــــرخـــــاکــــ •°๑

ای مقام تو فراتر ز همه باورها
مادر اهل یقین سایه ی بالاسرها

همه مدیون تو هستند الهی مادر
سایه ات کم نشود از سر این نوکرها

هر کسی واژۀ یا فاطمه را یاد گرفت
نشود تا به ابد بسته به رویش درها

ریشه در حرمت بسیار تو دارد بانو
احترامی که گرفتند همه مادرها

هـمــ سنگران
۲۹
اسفند
۹۵

سالی که بهارش قدم فاطمه(س) باشد

صدها برکت از کرم فاطمه(س) باشد

امید که یک مژده ز صدها خبر خوش

پیغام فرج در حرم فاطمه(س) باشد


یه مادرهایی هم هستند

که این روزها ، خودشان

می روند و می نشینند

کنار فرزندان خود

و از آرزوهایشان می گویند

از دل خوشی هایی که برای  خوشی دیگران فدا کردند ..

ولادت بانوی مهربانی ها، کوثر عالم، حضرت زهرا (س ) بر مادران، بانوان  و رهروان آن حضرت مبارکـــــــ

  • موافقین ۴ مخالفین ۰
  • ۲۹ اسفند ۹۵ ، ۱۷:۰۴
  • جمعه هایم بی تو بی معناست، مهدی جان بیا...
۲۸
اسفند
۹۵

در هیاهوی شب عید تو را گم کردیم

غافل از آنکه شما اصل بهاری آقا..

چنین که یــخ زده ایمان من اگر هر روز 

هـزار بـار بـیـاید بهـــــار کـافی نیست 

خودت دعـــا کن ای نازنیــن که برگردی 

دعای این همه شب‌زنده‌دار کافی نیست 

  

نگاه می‌کنم به خودم و به دور و برم... سیاهی... سیاهی... شده‌ام مشکی پررنگ... پرکلاغی..

تشنه‌ام... تشنه کمی سپیدی که از خویش دریغ کرده‌ام...

می‌خواهم بگویم از آنچه در دلم جاری است... اما ... آقای بی قراری هایم خبر داری از آنچه بر من رفته و می‌رود... دستم بگیر، مگذار غرق شوم... اینجا میان مردم، در تنهایی... آه تنهایی!... هیچ‌گاه دست از سر دلم بر نمی‌داری. 

دلم باید به آهستگی حمل شود، چون ترک خورده ... شکستنی است.

صورت خیس از اشکم زیر هجوم داغ غربت به سله نشسته... نمی‌دانم پشت کدامین دیوار این شهرهای آهنی، یاد شما را جا گذاشته‌ام...

آه دلم! که توبه‌هایش مایه خنده فرشته‌ها شده، اما... همان که هیچ آبرویی ندارد پیش خدا... همان که هنوز به عشق جمعه‌هایت زنده است... همان که لحظاتی ست که برای آخرین بار توبه‌اش را ریختم توی جعبه‌ای از امید و دادمش دست فرشته‌ای که برسوندش دست خدا...


 روی جعبه نوشته شده بود...


دیوارها چقدر بلندند... بلند به اندازه قامت گناهانم...

 قد و قامت توبه‌هایم آنقدر کوتاه شده که حتی پرچین‌های باغ سرما زده همسایه هم برایم به دیوارهای برجی می‌ماند تسخیر ناشدنی.

آقا جان دست دلم را بگیر... مگذار مسخر اغیار شود... 


أللَّھُمَ عـجِـلْ لِوَلیِڪْ ألْفَرَج

  • ۲۸ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۰۰
  • جمعه هایم بی تو بی معناست، مهدی جان بیا...
۱۱
اسفند
۹۵


خوش بحال بقیع!

خوش بحال کفتران بقیع!

خوش بحال بادهای سرگردان بقیع!


نفس کشیدن درحوالــــ ـــــی تو

رویای پُرتکرارِ لحظه های من است.


هزارسال است

که چشمِ اهل زمین،براه نشانیِ تو خشک شده؛ مــــ ـــ ـــادر

شهادت بی بی دوعالم حضرت فاطمه زهـــرا*س* بر ساحت مقدس امام زمان عج وشیعیان آن حضرت تسلیت

  • ۱۱ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۱۰
  • جمعه هایم بی تو بی معناست، مهدی جان بیا...
۰۸
اسفند
۹۵

بسمـ ڒب أڵزۿـــــړٱ(س)

لَگدی خورد به دَر،، در که نه،، دیوار شِکَست..

خانه لَرزید و تَمامِ تَنِ تَب دار شِکَست...

سَمت دیوار و دَر آنقَدر هُجوم آوردند...

عاقِبَت پَهلوی آن مادَر بیمار شِکَست...

توی آتَش نِگران بود و به خود می پیچید...

استخوانهای ضَعیف تَنَش اِنگار شکست...

کاش درهای مَدینه وَسَطش میخ نَداشت...

سینه ی زخمی او با نوک مسمار شِکَست...

اللّهمّ صلّ علی فاطمهٔ و أبیها و بعلها و بنیها [و السّرّ المستودع فیها] بعدد ما أحاط به علمک.

بارپروردگارا؛ درود فرست بر فاطمه و پدر بزرگوارش و همسر گرامی‌اش و فرزندان عزیزش [و آن رازی که در وجود او به ودیعه نهادی]، به تعداد آنچه دانش تو بر آن احاطه دارد.


....وسرالمستودع فیها...

  • جمعه هایم بی تو بی معناست، مهدی جان بیا...
۲۴
بهمن
۹۵

"من ردای خلافت را رها ساختم، دامن خود را از آن در پیچیدم (کنار رفتم)، در حالی که در این اندیشه فرو رفته بودم که آیا با دست تنها (بدون یاور) به پاخیزم (و حق خود و مردم را بگیرم) و یا در این محیط پرخفقان و ظلمتی که پدید آورده‌اند، صبر کنم؟ محیطی که پیران را فرسوده، جوانان را پیر و مردان با ایمان را مانند واپسین دم زندگی به رنج وا می‌دارد. (عاقبت) دیدم بردباری و صبر، به عقل و خِرَد نزدیک‌تر است، شکیبایی ورزیدم،  در حال که گویا خار در چشم و استخوان در گلوی من مانده بود، با دیدگان خود مینگریستم که میراثم را به غارت می‌برند!

"نهج البلاغه،خطبه۳

  • جمعه هایم بی تو بی معناست، مهدی جان بیا...
۲۳
بهمن
۹۵

مهدی جان؛

روضه ی سنگین نمی خواهد!

همین کافیست که؛

دست های مـــــادرت بالا نیاید در قنوت...

  • ۲۳ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۳۴
  • جمعه هایم بی تو بی معناست، مهدی جان بیا...
۲۲
بهمن
۹۵

السلام علیڪ یا فاطمہ الزهرا(س) 

بایَــد لِباٰسِ نُوڪـــــریَ امْ را بہ تَــن ڪٓــنمْ

حَـیَ عَــلَے العَزایِ شُمـــا، مے رِسَـدْ بِـگوُش


آجرک الله یا صاحب الزمان عج

ایام فاطمیه تسلیت

التماس دعا

  • جمعه هایم بی تو بی معناست، مهدی جان بیا...
۲۲
بهمن
۹۵

این پیام ۳۷ سال پیش ِ امام خمینےاست

و تا امروز مشق شب فداییان امام خامنه ای است

ڪہ هر روز تڪرار میکنند:

آمریکا هیـــچ غلـطے نمیتواند بکند✌️

من بـہ تمامِ دنیـابا قاطعیت اعلام مےڪنم ڪہ اگر جهانخواران

بخواهند در مقابلِِ دینِ ما بایستند، ما در مقابل همــہ دنیـــاے آنان

خواهیـــم ایستـــاد 

و تا نابودے تمام آنان از پاے نخواهیم نشست، یا همہ آزاد مےشویـم

و یا بہ آزادے بزرگترے که شهادت است مےرسیم ...

امام خمینے(ره)

  • جمعه هایم بی تو بی معناست، مهدی جان بیا...
۱۸
بهمن
۹۵

بـه افـق فاطمیه  نـزدیـک مـیـشویم

بـو کـن :

بـوی بـغـض

بـوی پـیـراهـن مـشـکـی

بـوی فــریــاد یـافاطمــــه 

کـم کـم شـمارش روز هـا بـه اتـمـام مـیـرسـد

دیـگـر نـزدیــک است

خبر از یک مادر بیمار شود،  میمیرم..

مادری دست به دیوار شود ،میمیرم...

با زمین خوردن تو...بال و پرم میریزد...

چادرت را نتکان..عرش بهم میریزد...


" اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها.. "

التمـــــــاس دعـــــا

  • جمعه هایم بی تو بی معناست، مهدی جان بیا...
۱۱
بهمن
۹۵

خوش به حال اونایی ڪه

باهات آشتے ڪردن...

خوش به حال اونایی ڪه

دلتونـــ و خون نمیڪنن...

مهدے جان ....

آقا براے شما نه!براے خودم بد است

هر لحظه در گناه،تماشا ڪنے مرا

من گم شدم ...

وقتش شده بیائے و پیدا ڪنے مرا

  • جمعه هایم بی تو بی معناست، مهدی جان بیا...
۰۳
بهمن
۹۵

یاد کنیم شهدا را با ذکر یک صلوات

کار دوست داشتنی معلم مهربان کلاس اول

و مشق امروز دانش آموزانش

آتش نشانی شغل نیست،عشق است

برای سلامتی آتش نشانها ومردم زیر آوار دعا وبرای خانواده شان از خدا طلب صبر نمایید


پ.ن

مواظب حیله دشمن باشیم

دشمن و تفرقه افکنان در کمین اند! 

خبرهایی که میشنویم رو با عقلمون بسنجیم! و منتشر کننده شایعات نباشیم.

  • جمعه هایم بی تو بی معناست، مهدی جان بیا...