๑°•عطـــــرخـــــاکــــ •°๑

خـــدایا تویــــے تنــھــــا پناهـــم

๑°•عطـــــرخـــــاکــــ •°๑

خـــدایا تویــــے تنــھــــا پناهـــم

๑°•عطـــــرخـــــاکــــ •°๑


شاید از حادثه میترسیدیم
تو به ما جرات طوفان دادے

هـمــ سنگران

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عطرخاک» ثبت شده است

۱۲
آذر
۹۵

ما منکر شهادت حضرت محسن نیستیم

ما فدایی حضرت مادریم

مابیخیال سیلی مـــــادر نمیشویم

امـــــــا!

ایام محسنیه نداریم واین بدعت است

در مورد این تصویر از یکی از اساتید سوال کردم هنوز جوابی نگرفتم▲▲▲

امادر پاسخ به شایعه🔽🔽

"ایام محسنیه و ادامه عزا تا 8 ربیع الاول !!" : 

  • جمعه هایم بی تو بی معناست، مهدی جان بیا...
۰۷
شهریور
۹۵

  • ۰۷ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۱۷
  • جمعه هایم بی تو بی معناست، مهدی جان بیا...
۰۳
شهریور
۹۵

حسین جان ...


از امشبی به بعد،به عشق «مُحَرَمت»


چله گرفته ام که گنه کم کنم «حسین»



یاحُسِینْ جانَم 

  • جمعه هایم بی تو بی معناست، مهدی جان بیا...
۲۱
مرداد
۹۵

گاهی از من "مذهبی"؛

تنها یک تیپ مذهبی باقی می ماند؛


گاهی من "مذهبی" آنقدر درگیر پست ها و متن هایم در صفحات مجازی می شوم؛

که از خواندن روزانه چند خط قرآن یا کتب روایی،غافل میشوم؛

.

و در پایان روز،میبینم که حتی یک دهم وقتی که در فضای مجازی بودیم،در فضای قرآن و حدیث نفس نکشیدم...

.

  • جمعه هایم بی تو بی معناست، مهدی جان بیا...
۱۷
تیر
۹۵

دست خــــدا همراهتون مــــدافعین حـــــرم

  • ۱۷ تیر ۹۵ ، ۲۲:۵۷
  • جمعه هایم بی تو بی معناست، مهدی جان بیا...
۰۵
تیر
۹۵


خدایا برسان
  • جمعه هایم بی تو بی معناست، مهدی جان بیا...
۱۶
ارديبهشت
۹۵
بعثت‏ بزرگ ترین نعمت ‏خداوند بر بشر است چنانکه خداوند در قرآن نیز می فرماید :
خداوند برمومنان منت نهاد (نعمت ‏بزرگى بخشید)، هنگامى که درمیان آن‏ها پیامبرى ازخودشان برانگیخت که آیات او را بر آن‏ها بخواند و آن‏ها را پاک کند و کتاب و حکمت ‏بیاموزد و البته پیش از آن در گمراهى آشکار بودند.

    آل عمران/ 164

 به اطراف آسمان ها نظر می دوخت و کرانه های زمین و دریاها و دره ها و دشت ها و  بیابان  ها را از نظر می گذرانید و از مشاهده آن همه آثار قدرت و رحمت الهی، درس عبرت می آموخت.


 ازآنچه می دید، به یاد عظمت خدای آفریننده می افتاد. آن گاه با روشن بینی خاصی به عبادت خداوند اشتغال می وزید. چون به سن چهل سالگی رسید خداوند نظر به قلب وی  نمود، دل او را بهترین و روشنترین و نرمترین دلها یافت.

در آن لحظه خداوند فرمان داد درهای آسمان ها گشوده گردد.

محمد صلی الله علیه و آله از آنجا به آسمان ها می نگریست، سپس خدا به فرشتگان امر کرد فرود آیند، و آنها نیز فرود آمدند، و محمد صلی الله علیه و آله آنها را می دید.خداوند رحمت و توجه مخصوص خود را از اعماق آسمان ها به سر محمد صلی الله علیه و آله و چهره او معطوف داشت.

 در آن لحظه
محمد صلی الله علیه و آله به جبرئیل که در هاله ای از نور قرار داشت نظر  دوخت. جبرئیل به سوی او آمد و گفت: ای محمد! بخوان. گفت چه بخوانم؟


" اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ..


 جبرئیل گفت: "نام خدایت را بخوان که جهان و جهانیان را آفرید. خدائی که انسان را از ماده پست (نطفه) آفرید. بخوان که خدایت بزرگ است. خدائی که با قلم دانش آموخت و به انسان چیزهائی یاد داد که نمی دانست"
 آیه 1 تا 5 سوره علق

  • جمعه هایم بی تو بی معناست، مهدی جان بیا...