๑°•عطـــــرخـــــاکــــ •°๑
ســــــٱئڵ ګـۇې تۅٱم یٲزۿـــــــړٲ
آی حرصم میگیره از اونایی که میخوان بالاخره یه دلیل و فلسفه من درآوردی درباره همه چیز از خودشون دربیارن...
مثلا میگن تنها فایده روزه اینه که حال فقرا را بفهمیم... یا مثلا میگن روزه میگیریم چون دانشمندان غربی گفتن که گشنگی 22 تا خوبی داره و... اما نمیگن اگر همون دانشمندان بگن که گرسنگی خیلی هم ضرر داره اونوقع تکلیفمون چیه؟!
بسه دیگه... چقدر حرفهای نخ نما...
حالا بماند حرفای دیگه ای که در مورد روزه میگن..اینکه جز ضرر هیچی نداره و این حرفا..
ولی....
تنها دلیل و فلسفه عبادات، مثل روزه، فقط یه چیز هست: اونم اینه که:
امر خداست! همین...
🔻ماجرای پولهایی که شهدای «مدافع حرم» گرفتند!
🔅 یکی از لای جمعیت گفت:خدا می داند چقدر از بودجه مملکت خرج این ماجراجویی این آقایان می شود!
دیگری گفت: به هر کدامشان ۷ میلیون می دهند!
آن دیگری بلافاصله گفت: بابا به دلار می دهند!!
خانمی که کنار من بود گفت:اصلاً به ما چه و به اینها چه که می روند! فکر کنم اجبارشان می کنند!!
جوانی با لبخند گفت:این شهدا پولکی اند!
پیرمردی گفت:شاید هم ماهانه یک مبلغ به خانواده هاشان می دهند!!
و…
هر کلامی که از دهانشان خارج می شد انگار تیری برقلبم می زدند،حرف هایی ازجنس بی عدالتی و در اوج ناسپاسی ازاین شهیدان، جنس این حرفها ،جنس تبلیغات غرض آلود دشمن از طریق ماهواره ها بود و من همچنان مات ومبهوت شده بودم و بغضی راه گلویم را گرفت،یاد وصیت یکی از شهدای مدافع حرم افتادم که نوشته بود:
«اگر در کربلا نبودیم،اگر سالهاست که حسین حسین ویا زینب می گوییم، امروز وقتش رسیده است،نباید بگذاریم دوباره زینب به اسیری برود»یا شهیدی که گفت:«خدا کند در این راه قطعه قطعه شوم تا رو سفید باشم، یا آن شهید افغانی که گفت:مادرم فوت کرده است،آمدم سوریه تا مادرم جلوی حضرت زینب و حضرت زهرا روسفید شود»
با خودم گفتم ای شهیدان ازکجای سرزمینتان بگویم!!برخیزید ای سرفرازان سرزمینم،چگونه شماتاب آورده اید! از این همه حرف های اندوهناک. نکند این حرف های بی محتوا تفکرنسل جوان ونسل های آینده راخدشه دارکند برخیزید!
دوباره به تصویر کنار چهارراه نگاه کردم چهره خندان شهید حاجیوند به من انرژی می داد، انگار شهید داشت به این حرفهای مفت می خندید.چراغ سبز شد واتوبوس راه افتاد، دوست داشتم فریاد بزنم و به آنها بگویم : چقدر ذهنتان دنیایی و کثیف است،آخر قیمت نگاه منتظر مادر سید مجتبی و علیرضا چقدر است؟دل تنگیهای«یسنا»دختر سه ساله شهید هیودی برای پدر،با چه مبلغی قابل معامله است؟شما که آدمهای مادی هستید پس چرا برای گرفتن این پول پا پیش نمی گذارید؟! آدم چقدر باید حقیر باشد تا در مورد افرادی که جانشان را برای امنیت آنان داده اند اینگونه سخن بگویند!
برخیزای شهید تو چه صبوری و من چه سردرگم دراین اتوبوس یک لحظه ازهمهمه ی درون اتوبوس به خودم آمدم که ازمسیر همیشگیم ردشده ام..
بگذاریدآخراین قضیه واقعی رااین طور به اتمام برسانم.
مادران شهید ابوالقاسمی،قیاسی و همسرشهیدهیودی و... بگذارید هرچه دلشان خواست دراین روزهایی که فضای شهر پرازهیاهو و پر ازحرف هایی ازجنس دل سوختن شده است بگویند. بگذارید بگویند همسرشما برای پول رفته است.بگذارین بگویند؛ مردم پشت سرخدا هم حرف می زنند!نمی دانند زندگی یعنی همان هیودی که از یسنایش برای دفاع وآرامش ماگذشت.زندگی یعنی قیاسی که وقتی وصیت نامه اش رامی خواندم نوشته بود دوست دارم بدنم پاره پاره شود فقط قطعه ای کوچک برگردد تامردم زیر جنازه من خسته نشوند، بگذارید بگویند؛ شما هم مثل شهدایتان صبور باشید.
اتوبوس به ایستگاه رسید…
و با خود گفتم :آنها درست می گویند این شهدا پول گرفته اند
شهدا اجرت کار خود را خواهند گرفت اما نه اُجرتی دنیایی؛بلکه أجرتی آسمانی است! این شهیدان پول های کلانی از حسین فاطمه (س)می گیرند و ماهیانه بی بی عالم و دخترش زینب کبری(س)سود این پول های میلیونی رابه حساب خانواده هایشان واریزمی کند.بگذارید بگویند
مکث کنید قضاوت بس است.
برای شناخت مقامات امام حسین(ع) در زیارت نامه ها ضمن پرداختن به نسب شناسی امام حسین(ع) به حسب و نسب و مقامات معنوی آن حضرت(ع) توجه داده شده
1. فرزند رسول الله(ص):
از مهمترین عناوینی که به نسب ایشان اشاره دارد، فرزند رسول الله(ص) بودن ایشان است
این عنوان برگرفته از آیه مباهله یعنی آیه 16 سوره آل عمران است
خداوند برخلاف تفکر جاهلی که نسبت را تنها از طریق پسران می دانستند، نسب از طریق دختران را نیز اثبات می کند
اینگونه است که امام حسن و امام حسین(ع) به عنوان ابناء الرسول(ص) مطرح می شوند.
مـا گرفتارِ سه تَن یوُسُفِ شیرین سُخــنیمْ
خــــاکِ نَعلِینِ اَباالفَضــــلُ و حُسیــنُ و "حَسَنَیـــم
اعیاد شعبانیه رو خیلی خیلی تبریک میگم
عیدتون مبـــــــارک
آل عمران/ 164
به اطراف آسمان ها نظر می دوخت و کرانه های زمین و دریاها و دره ها و دشت ها و بیابان ها را از نظر می گذرانید و از مشاهده آن همه آثار قدرت و رحمت الهی، درس عبرت می آموخت.
ازآنچه می دید، به یاد عظمت خدای آفریننده می افتاد. آن گاه با روشن بینی خاصی به عبادت خداوند اشتغال می وزید. چون به سن چهل سالگی رسید خداوند نظر به قلب وی نمود، دل او را بهترین و روشنترین و نرمترین دلها یافت.
در آن لحظه خداوند فرمان داد درهای آسمان ها گشوده گردد.
محمد صلی الله علیه و آله از آنجا به آسمان ها می نگریست، سپس خدا به فرشتگان امر کرد فرود آیند، و آنها نیز فرود آمدند، و محمد صلی الله علیه و آله آنها را می دید.خداوند رحمت و توجه مخصوص خود را از اعماق آسمان ها به سر محمد صلی الله علیه و آله و چهره او معطوف داشت.
در آن لحظه محمد صلی الله علیه و آله به جبرئیل که در هاله ای از نور قرار داشت نظر دوخت. جبرئیل به سوی او آمد و گفت: ای محمد! بخوان. گفت چه بخوانم؟
" اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ..
جبرئیل گفت: "نام خدایت را بخوان که جهان و جهانیان را آفرید. خدائی که انسان را از ماده پست (نطفه) آفرید. بخوان که خدایت بزرگ است. خدائی که با قلم دانش آموخت و به انسان چیزهائی یاد داد که نمی دانست"
آیه 1 تا 5 سوره علق